متن درس علوم و فنون ادبی (3) دوازدهم رشته انسانی و معارف
درس 7: تاریخ ادبیات قرن چهاردهم (دورۀ معاصر و انقلاب اسلامی)
الف) دورۀ معاصر تا انقلاب اسلامی
منظور از ادبیات معاصر آثار ادبی هستند که پس از مشروطیت پدید آمدهاند. با آغاز قرن بیستم میلادی، تجدد و نوگرایی در ابعاد مختلف زندگی ایرانیان به وجود آمد. همزمان با این تحولات، شعر و نثر فارسی نیز از آن بینصیب نماند.
در حقیقت پیدایش شعر معاصر ایران و گسترش آن، با رویدادهایی مانند انقلاب مشروطیت، پایان سلسلهٔ قاجار و سلطنت رضاشاه همراه بود.
رضاخان پس از بهقدرت رسیدن، مدرن کردن همهٔ ابعاد جامعه را سرلوحهٔ برنامههایش قرار داد؛ اما وی این تحولات را با استبداد و ارعاب آزادیخواهان همراه کرد.
در ادبیات دورۀ معاصر، نوآوریها، اندیشههای باستانگرا و گاهی گرایش به شعرهای ترجمهای مورد توجه قرار گرفت. رضا شاه در شهریور 1320، همزمان با جنگ جهانی دوم، تحت فشار کشورهای سلطهگر از سلطنت برکنار و پسرش محمدرضا جانشین او شد. محمدرضا در آغاز کوشید تا با آزادیهای نسبی سیاسی و اجتماعی، نظر روشنفکران را به خود جلب کند که این آزادی موقت، تا حدودی موجب گسترش و تثبیت ادبیات شد؛ هرچند پس از آن، رفتارها و سیاستهای نادرست او، موجب انزوای برخی روشنفکران شد.
شعر دورۀ معاصر
شعر دورهٔ معاصر را بیشتر با عنوان «شعر نو» میشناسیم. در این دوره ابتدا تقی رفعت و افرادی مانند بانو شمس کسمایی، ابوالقاسم لاهوتی، جعفر خامنهای و در نهایت نیما یوشیج تلاشهایی در تغییر شعر فارسی از نظر قالب و محتوا داشتند که آنها را پیشگامان شعر نو خواندهاند. تصرف نیما در ماهیت شعر قدیم و ارائهٔ ماهیتی نو از آن، به تغییر در قالب و ویژگیهای سخن شاعران قدیم انجامید. او زبان، تخیل، احساس، معنی، فرم و ساختار شعر را متحول کرد. اگر چه ادبیات دورۀ معاصر را از زمان مشروطه تا زمان ما دانستهاند، اما بهتر است شروع واقعی شعر نو را از سال 1300 یعنی اندکی پیش از به سلطنت رسیدن رضاخان بدانیم. شعر فارسی را در دورهٔ معاصر تا سال 1357 میتوان متناسب با رویدادهای سیاسی اجتماعی در چهار دوره بررسی کرد:
دورۀ اول: دوره سلطنت رضاخان (از سال 1304 تا شهریور 1320) را دورهٔ درخشش نیما و جدال بر سر شعر کهنه و نو میدانند.
دورۀ دوم: از آغاز حکومت محمدرضا تا کودتای 28 مرداد 1332، فضای سیاسی آزادتری نسبت به دورهٔ قبل بر ایران حاکم بود. در این دوره اشعار نیما و دیگر نوگرایان در برخی نشریات مانند روزگار نو و سخن منتشر میشد. مهمترین حادثهٔ ادبی این سالها، تشکیل اولین کنگرهٔ نویسندگان و شاعران ایران در تیرماه 1325 بود که نیما در آنجا شعر «آی آدمها» را خواند و پس از آن شیوهٔ نیما در کنار شعر سنتی رواج یافت.
دورۀ سوم: از کودتای 28 مرداد 1332 تا قیام 15 خرداد 1342، تحوّلاتی در جامعهٔ ایرانی اتفاق افتاد و بار دیگر استبداد حاکم شد. در این دوره «شعر نو تغزلی» که از دورهٔ قبل شروع شده بود، به تدریج راه خود را ادامه داد؛ به ویژه که از طرف حکومت نیز تقویت شد و در دههٔ 1320 و اوایل 1330، از گستردهترین جریانهای زمان خود شد.
پس از وقایع کودتای 28 مرداد، نوعی سرخوردگی و یأس در میان روشنفکران و شعرا پیدا شد و جریان سمبولیسم اجتماعی یا شعر نو حماسی نیز رواج یافت. شاعران این جریان بیشتر به مسائل سیاسی و اجتماعی و مشکلات و آرمانهای مردم توجه دارند.
دورۀ چهارم: از سال 1342 تا 1357 مبارزه، رنگ و مفهومی تازه به خود میگیرد و فضای جامعه متشنّج میشود و مسیر عمدهٔ شعر همچنان اجتماعی و حماسی است. این دوره را باید دورهٔ کمال جریانهای ادبی دورههای پیشین به حساب آورد. شاعران بهتر و هنریتر از گذشته به جوهر شعر دست یافتند و مضمون شعر آنها بیشتر نقد اجتماعی است.
از معروفترین شاعران دورۀ معاصر، پروین اعتصامی، فریدون تولّلی، محمدحسین شهریار، نادر نادرپور، فریدون مشیری، نصرت رحمانی، فروغ فرخزاد، منوچهر شیبانی، اسماعیل شاهرودی، مهدی اخوان ثالث، احمد شاملو، سیاوش کسرایی، منوچهر آتشی، پرویز ناتل خانلری، حمید مصدّق، مهدی حمیدی شیرازی، هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شفیعی کدکنی و... را میتوان نام برد.
در زیر چند تن از این شاعران معاصر معرفی میشوند:
پروین اعتصامی
رخشندۀ اعتصامی معروف به پروین، بانوی مشهور شعر فارسی است و در خانوادهای اهل شعر و ادب پا به عرصهٔ هستی گذاشت. پدرش، یوسف اعتصامالملک آشتیانی، از فضلای زمان بود و در تربیت اخلاقی و ادبی وی نقش بسزایی داشت. پروین در قصیده به سبک ناصر خسرو به روانی و لطافت سعدی شعر میسراید. اوج سخن پروین در قطعات اوست که در آنها به شیوهٔ انوری و سنایی توجه دارد. برخی از اشعار او به صورت مناظره میان دو انسان، جاندار یا شیء است. آنچه شعر پروین را از دیگران متمایز میکند، شکل تصرف وی در مضامین و کیفیت ارائهٔ آنهاست. او به همراه انعکاس اوضاع نامطلوب سیاسی - اجتماعی، به مضامین اخلاقی و پند و اندرز نیز روی میآورد.
بیت زیر از اوست:
در آن سرای که زن نیست، انس و شفقت نیست
در آن وجود که دل مرده ، مرده است روان
سید محمد حسین بهجت تبریزی (شهریار)
شهریار از بزرگترین شاعران غزلسرای معاصر است که علاوه بر شعر فارسی، به ترکی آذری نیز شعر میسراید؛ منظومهٔ «حیدر بابایه سلام» او از شاهکارهای این حوزه است. شاعر در این منظومه با شیفتگی تمام از اصالت فرهنگی و زیباییهای روستای زادگاهش یاد میکند. او به بزرگان دین به ویژه حضرت علی (ع) ارادت خاصی داشت و چند شعر ارزنده با این مضمون، از او به جا مانده است؛ در غزل طبعی لطیف و احساسی رقیق داشت و از غزلسرایان نامی ایران، بهویژه حافظ تأثیر فراوان پذیرفته است.
بیت زیر ابتدای یکی از غزلهای اوست:
باز امشب ای ستارۀ تابان نیامدی
باز ای سپیدۀ شب هجران نیامدی
علی اسفندیاری (نیما یوشیج)
نیما، بنیانگذار شعر نو، از کسانی است که کوشید تا شعر را به هنجار نثر و سادگی نزدیک کند و در قالب، زبان و مضمون آن تغییراتی ایجاد کند، نیما در این مسیر از واژگان روزمره، عامیانه و نو بهره برد و از نوآوری و به کار گرفتن ترکیبهای تازه نهراسید. او در سال 1301 هـ .ش. منظومهٔ «افسانه» را منتشر کرد که به عنوان بیانیهٔ شعر نو است و چنین آغاز میشود:
در شب تیره دیوانهای کاو
دل به رنگی گریزان سپرده
در درهٔ سرد و خلوت نشسته
همچو ساقهٔ گیاهی فسرده
میکند داستانی غمآور...
ویژگیهایی مثل تغییر در آوردن جایگاه قافیه، نگاه نو و نگرش عاطفی به واقعیات ملموس، سیر آزاد تخیل، نزدیکی به ادبیات نمایشی، از مهمترین ویژگیهای این شعر نیما است.
جریان نوگرایی شعری نیما با سرایش ققنوس در سال 1316 تثبیت شد. نیما در این سالها (1301 تا 1316) چارچوب و طرح کار خود را به بهترین شکل ممکن تدوین کرد.
همین با برنامه بودن است که کار نیما را از دیگر نوگرایان متمایز میکند. او در «ققنوس» تغییراتی در اصول و ضوابط شعر سنتی ایجاد کرد و تجددی را که از مشروطه آغاز شده و به افسانهٔ او رسیده بود، تکامل بخشید. نیما را به خاطر این نوآوری، «پدر شعر نو» دانستهاند.
مهدی اخوان ثالث
یکی از موفقترین رهروان شعر نیمایی، اخوان ثالث است. بیان روایی و داستانی، حماسی بودن زبان، کهنگرایی، بهکارگیری ترکیبات زیبا و خوش آهنگ و برخی از کاربردهای نحوی سبک خراسانی از ویژگیهای شعر اوست.
شعر وی شعری اجتماعی است و حوادث زندگی مردم را در خود منعکس میکند. «آخر شاهنامه»، «زمستان» و «از این اوستا» از بهترین مجموعه شعرهای معاصر هستند. او در یشتر مجموعهها مثل زمستان زبانی نمادین دارد.
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند
که ره تاریک و لغزان است
و گر دست محبت سوی کس یازی،
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نثر دورۀ معاصر
نثر سادهٔ دورهٔ معاصر را بیشتر با نثر داستانی میشناسیم. علاوه بر آن در قالبهایی مثل ادبیات نمایشی، سفرنامه، مقاله و... نیز آثار نثر در این دوره دیده میشود.
نثر فارسی تحت تأثیر آثاری که در دورهٔ بیداری از زبانهای اروپایی ترجمه میشد، به سادگی گرایید. زمینههای گرایش به رماننویسی و نثر داستانی را به معنای نوین آن، عبدالرحیم طالبوف و زینالعابدین مراغهای با سفرنامههای خیالی خود ایجاد نمودند. نخستین رمان تاریخی این دوره را محمدباقر میرزا خسروی با نام «شمس و طغرا» نوشت. اولین رمان اجتماعی را نیز در سال 1301 با نام «تهران مخوف» مرتضی مشفق کاظمی منتشر کرد. نثر داستانی معاصر نیز با مجموعه داستان کوتاه «یکی بود، یکی نبود» از سید محمدعلی جمالزاده در سال 1301 آغاز شد و اولین نمایشنامه نیز با عنوان «جعفر خان از فرنگ برگشته» به قلم حسن مقدم در همین تاریخ نوشته شد.
داستاننویسی نوین با افرادی مانند صادق هدایت نویسندهٔ «سگ ولگرد»، بزرگ علوی نویسندهٔ «چشمهایش» و صادق چوبک نویسندهٔ «تنگسیر» و ... گسترش یافت؛ این گروه موسوم به نویسندگان نسل اول هستند. پس از آنها به تدریج نسل جدیدی وارد ادبیات داستانی میشوند که سبک آنان تلفیقی است از آنچه خود داشتیم و آنچه از شیوههای غربی گرفتیم. جلال آلاحمد با «مدیر مدرسه» و سیمین دانشور با «سووشون»، از معروفترین نویسندگان این دورهاند. از دیگر چهرههای این گروه میتوان به تقی مدرسی، محمود اعتمادزاده، غلامحسین ساعدی و جمال میرصادقی اشاره کرد.
بعد از خردادماه 1342 دوران مقاومت در ادبیات داستانی فارسی شکل گرفت. شروع این مقاومت در مبارزات ملی شدن صنعت نفت و بعد هم قیام 15 خرداد است. در این دوران مضمون رمانها و داستانها غالباً مبارزه و پایداری است. بر اغلب داستانهای این دوره اضطراب سیاسی و ترس ناشی از بدفرجامی و زندان حاکم است. از ویژگیهای نثر دورۀ مقاومت رویآوردن به داستان کوتاه، ترجمهٔ آثار داستانی آمریکای لاتین و همدردی با ستمکشیدگان دنیا و کثرت نویسندگان، آشکار است.
بهرهبردن از زبان عامیانه، نویسندگی را برای بسیاری از طبقات جامعه آسان و نثر را آمادهٔ قبول افکار گوناگون کرد و ترجمهٔ رمانها و داستانهای اروپایی باعث شد که نوشتن داستان به تدریج در زبان فارسی معمول گردد. آشنایی با تحقیقات و تتبعات اروپاییان نیز موجب تغییر روش تاریخنویسی و تحقیق در مسائل ادبی شد. از شناخته شدهترین نویسندگان دورۀ مقاومت میتوان به احمد محمود، نویسندهٔ رمان «همسایهها»، علیمحمد افغانی، نویسندهٔ رمان «شوهر آهوخانم»، هوشنگ گلشیری نویسندهٔ رمان «برهٔ گمشدهٔ راعی» و امین فقیری نویسندهٔ رمان «دهکدهٔ پر ملال» اشاره کرد.
برخی از نویسندگان دورۀ معاصر
سید محمدعلی جمالزاده
جمالزاده را با مجموعه داستان «یکی بود، یکی نبود» آغازگر داستاننویسی فارسی به شیوهٔ نوین میدانند. وی در خانوادهای روحانی در اصفهان به دنیا آمد و در تهران تحصیل کرد و پس از آن به کشورهای دیگری مثل لبنان، فرانسه و آلمان رفت. در داستان بیشتر از اینکه به محتوا توجه داشته باشد، به سبک نویسندگی و کاربرد کلمات عامیانه و متداول در نثر توجه دارد و کلام را به طبع خوانندگان نزدیک میکند و به همان راهی میرود که کسانی مثل زینالعابدین مراغهای در «سیاحتنامهٔ ابراهیم بیگ» و علی اکبر دهخدا در «چرند و پرند» آغاز کرده بودند. «راهآبنامه» و «تلخ و شیرین» از دیگر داستانهای او هستند.
جلال آل احمد
جلال در خانوادهای مذهبی متولد شد. وی در جوانی چند ماه را در نجف درس طلبگی خواند و پس از بازگشت به ایران، به احزاب سیاسی پیوست و پس از آن به معلمی روی آورد و نویسندگی را نیز وجههٔ همت خود قرار داد. اولین داستانش با عنوان «زیارت» در مجلهٔ سخن چاپ شد و «دید و بازدید» و «سهتار» از دیگر مجموعه داستانهای او هستند. مشهورترین اثرش داستان بلند «مدیر مدرسه» است. نمونهٔ نثر پرشتاب و بریده بریده جلال را که از آن با عنوان «نثر تلگرافی» یاد میکنند، در این اثر به کمال میبینیم. جلال علاوه بر داستان، در تکنگاری، سفرنامهنویسی، مقالهنویسی انتقادی و ترجمه نیز توانا است. سفرنامهٔ حج او با عنوان «خسی در میقات» و مجموعه مقالههای «ارزیابی شتابزده» از نوشتههای دیگر او هستند.
سیمین دانشور
متولد شیراز و دانشآموختهٔ زبان و ادبیات فارسی در دورهٔ دکتری از دانشگاه تهران است. وی سالها به تدریس هنر و ادبیات در این دانشگاه مشغول بود. اولین تجربهٔ داستاننویسی دانشور «آتش خاموش» بود. بعدها «شهری چون بهشت» را منتشر کرد و با «سووشون» که دربرگیرندهٔ داستان زندگی زری و یوسف و اوضاع اجتماعی مردم فارس در خلال جنگ جهانی دوم است، به اوج نویسندگی خود رسید. چند سال نیز با مجلههایی مثل نقش و نگار، کتاب ماه، کیهان و آرش همکاری داشت. از دانشور ترجمههایی نیز از داستانها و نمایشنامههای نویسندگان مشهور خارجی بر جای ماندهاست.
ب) دورۀ انقلاب اسلامی
بعد از قیام 15 خردادماه 1342، تکاپو و فعالیت جنبشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برای رسیدن به آزادی و استقلال کشور بیشتر شد و مبارزات آنها به شکل جدیتری ادامه یافت تا در نهایت در بهمنماه 1357 با پیروزی انقلاب اسلامی به نتیجه رسید. در این دوره ادبیات نیز همراه با دیگر ابعاد زندگی مردم ایران دستخوش تحول شد. این تحولات موجب شکلگرفتن جریانی در تاریخ ادبیات فارسی شد که سرآغاز آن از سالهای قبل از 1357 بود؛ اما به جهت اینکه با پیروزی انقلاب تثبیت شد، آن را تحت عنوان «ادبیات اسلامی» بررسی میکنیم.
شعر در دورۀ انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی ایران، مانند هر رخداد مهم دیگر در فضای فرهنگی و هنری جامعهٔ ایران، دگرگونیهایی ایجاد کرد و فضایی تازه در شعر و نثر بهوجود آورد. شاعران و نویسندگان این عصر با باورهای سرچشمه گرفته از مکتب انقلابی و اسلامی، اندیشهها و مضامین مذهبی و عرفانی و موضوعاتی مثل: جهاد، شهادت، ایثار، آزادگی و عشق را در آثار خویش بیشتر بهکار گرفتند و طرح مضامین این حوزه، همراه با ورود برخی مظاهر فرهنگ غربی مهمترین موضوعات ادبیات این دوره هستند. این تغییر و دگرگونی در زمینهٔ ادبیات، بهویژه شعر، کاملاً ملموس و محسوس است. از آنجا که طنز و انتقاد اجتماعی در این دوره رشد نمود، مضامین طنزآمیز نیز در آثار ادبی این دوره دیده میشود. درونمایهٔ سرودهها و نوشتههای ادبی این دوره بیشتر در زمینههای زیر است:
- محکومکردن استبداد و بیعدالتی؛
- ستایش آزادی و آزادیخواهان؛
- ترسیم افقهای روشن و امیدبخش پیروزی برخلاف ادبیات ناامید و مأیوس قبل از انقلاب؛
- تکریم شهید و فرهنگ شهادت با تکیه بر اسطورههای ملّی و تاریخی؛
- طرح اسوههای تاریخی به ویژه تاریخ اسلام مانند پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع) و 76 امام حسین (ع) و چهرههای مبارز همچون حضرت امام خمینی.
از نگاه شاعر و نویسندهٔ این دوره، عاشورا تنها یک حادثه نیست بلکه یک فرهنگ است که لحظه لحظهٔ انقلاب اسلامی با این فرهنگ پیوند خورده است. ادبیات این دوره از ابتدا تاکنون رشد قابل توجهی داشته و آثار زیبا و ماندگاری را رقمزده است و از آنجا که انقلاب اسلامیتوانسته است در میان ملتهای مسلمان دنیا موجب بیداری و آگاهی شود، در میان آثار شاعران و نویسندگان این دوره، رنجها و مظلومیت ملتهای مسلمانی مانند فلسطین، لبنان و افغانستان به چشم میخورد.
شاعران عصر انقلاب علاوه بر شعر سنّتی، بهویژه غزل، مثنوی، رباعی و دوبیتی در قالبهای نو؛ مانند: نیمایی و سپید هم طبعآزمایی کردهاند. زبان شعر این دوره نیز تغییر مییابد؛ یعنی روح حماسی اشعار دوران مقاومت که با موجی از عرفان آمیخته شده است، موجب تحول و دگرگونی زبان و محتوای شعر میشود.
استمرار ادبیات معاصر را در عصر انقلاب در سه شاخهٔ مجزا از یکدیگر میتوان بررسی کرد:
1- شاخهٔ نخست شامل گروهی از شاعران و نویسندگان است که پس از پیروزی انقلاب با ارزشها و مفاهیم تازهای که در زندگی اجتماعی شکل گرفته بود، هماهنگ شده و شاخهٔ نیرومندی از ادب انقلاب را ادامه دادند. این گروه با تکیه بر پشتوانهٔ ادبی و تلفیق آن با ارزشهای نوین، به عنوان جریانی کمال یافته و پیشکسوت شناخته میشوند. مانند: حمید سبزواری، قیصر امینپور، سیدعلی موسوی گرمارودی، سیدحسن حسینی و نصرالله مردانی.
2- شاخهای از ادبیات هم بعد از انقلاب به همان روال گذشته که در زمینههایی نیز متأثر از ادبیات جهان بود، به حیات خویش ادامه داد. گروهی از این نویسندگان و شاعران بعد از انقلاب به خارج از کشور رفتند و در آنجا به فعالیت ادبی خود ادامه دادند. گروهی هم در کشور به فعالیتهای خود ادامه دادند؛ و با اندیشههای ادبی خود، هم زمان با انقلاب به تولید آثار ادبی ارزشمندی پرداختند، مانند: هوشنگ ابتهاج، حسین منزوی، علی محمد افغانی، محمود دولتآبادی.
3- گروه سوم شاخهٔ جوان ادبیات بعد از انقلاب بود که کار ادبی خود را در انقلاب آغاز کرد و چون به اصول آن پایبند بود، منادی اندیشههای انقلاب شد و الفاظ، بنمایهها و تصاویر شعری را از حال و هوای انقلاب و موضوعات و مفاهیم رایج در آن دریافت کرد. از آن جمله میتوان به سلمان هراتی و علیرضا قزوه اشاره کرد.
با شکلگیری انقلاب، شاعران جنبههای حماسی، عرفانی و مذهبی نهضت اسلامی را در شعر انعکاس دادند. با آغاز جنگ تحمیلی و تحریک عواطف دینی و ملی، فرهنگ دفاع مقدس به شعر فارسی راه یافت. با تأثیر فرهنگ جنگ، نگرش حماسی در زبان و محتوای شعر این دوره تأثیر گذاشت. با وقوع جنگ تحمیلی، موضوعاتی مثل مبارزه، دفاع، ایثار، شهادت، پایداری، شجاعت و میهندوستی رواج یافت و در شعر و ادبیات این دوره، حال و هوای تازهای همراه مضامین ادب معاصر به وجود آمد.
هرچند در سالهای آغازین انقلاب، در میان شاخهٔ جوان، اقبال به شعر نیمایی کمرنگ بود، دیری نپایید که شعر نیمایی، با مقیاسی محدود، در شعر انقلاب جای خود را باز کرد. البته بدون اینکه مثل قالبهای سنتی عمومیت پیدا کند. به هر حال هر چه از سالهای اول انقلاب میگذرد، اقبال به شعر نیمایی بیشتر میشود و در ادامه توجه به چهارپاره، قصیده، ترکی ببند و بحر طویل نیز دیده میشود. گاه نیز نوآوریهایی در قال بهای شعری ایجاد میشود که برای مثال میتوان از قالب «غزل - مثنوی» (ادغام غزل با مثنوی) نام برد.
چند تن از شاعران دوران انقلاب
قیصر امین پور
شاعر و نویسندهٔ انقلاب است. وی با مجموعه شعر «در کوچهٔ آفتاب» توانایی خود را در ادبیات انقلاب نشان داد؛ پس از آن، با آثاری چون «تنفس صبح» و «آیینههای ناگهان»، منظومهٔ «ظهر روز دهم» و سرانجام «دستور زبان عشق» جایگاه خویش را در شعر انقلاب تثبیت کرد. نثر امینپور ساده امّا عمیق و عاطفی است. از آثار منثور او باید به «طوفان در پرانتز»، «بیبال پریدن» و «سنت و نوآوری در شعر معاصر» اشاره کرد.
سید علی موسوی گرمارودی
از پیشتازان شعر مذهبی قبل از انقلاب است. پس از انقلاب نیز به آرمانها و اهداف مذهبی و انقلابی وفادار ماندهاست. وی در غزل و قصیده بیشتر طبعآزمایی کرده است. اشعار سپید او نیز قابل توجهاند. از آثار شعری او میتوان «صدای سبز»، «خواب ارغوانی»، «بر آشفتن گیسوی تاک» و «گوشوارهٔ عرش» را نام برد.
سلمان هراتی
از شاعران نواندیش و معروف شعر انقلاب بود. این معلم خوشذوق در سال 1365 و در سن جوانی در یک حادثهٔ رانندگی جان خود را از دست داد. از سلمان هراتی مجموعههای «از آسمان سبز»، «از این ستاره، تا آن ستاره» ویژهٔ نوجوانان و «دری به خانهٔ خورشید» به یادگار مانده است.
نثر در دورۀ انقلاب اسلامی
نثر این دوره بهویژه در داستاننویسی ادامه مییابد و تجربههای بدیع و کم سابقهای در کنار دیگر مضمونهای اجتماعی و فلسفی مورد توجه نویسندگان قرار میگیرد. بنابراین تکامل ادبیات داستانی برخلاف شعر تا حدودی بهطور طبیعی رواج یافت و همراه تغییراتی که در محتوا اتفاق افتاد، تغییراتی هم در فنون و سبک داستان رخ داد.
بر خلاف شعر، در داستاننویسی دههٔ شصت، جایگاه نسل جوان کمرنگتر است؛ اغلب نویسندگان موفق در این دوره پیشکسوتان و کسانی هستند که تجربهٔ نویسندگی سالهای قبل از انقلاب را دارند. آنان از طریق دانستن زبان بیگانه یا خواندن ترجمۀ داستانهای خارجی ارتباط خود را با پیشرفتهای جهانی این فن حفظ کرده و تجربیات نوینی را که تحولات سیاسی اجتماعی به آنها داده، به صورت داستان عرضه کردهاند.
در این دوره از نویسندگانی همچون محمود دولتآبادی با رمان «روزگار سپریشدهٔ مردم سالخورده»، احمد محمود با رمان «مدار صفر درجه» و «زمین سوخته»، اسماعیل فصیح با رمان «زمستان 62»، هوشنگ گلشیری با داستان «آینههای در دار» و دیگران که کار نویسندگی را در دورههای پیش آغاز کرده بودند، میتوان نام برد.
نسل جوان انقلاب هنوز مهارت کافی را برای بیان ادبی تجربههای خود نداشت. لازمهٔ کسب چنین مهارتی تأمل در آثار قدما و آشنایی با ادبیات جهان بود. این نسل کار خود را با داستان کوتاه آغاز کرد و ادامه داد. از این رو ادبیات داستانی و نثر پس از انقلاب در شکل فراگیر خود در داستان کوتاه جلوهگر شد. هرچند به تدریج رمانها و داستانهای بلند هم در میان آثارشان مشاهده میشود.
گرایش شدید این نسل به آثار و نوشتههای سیاسی، اجتماعی و انقلابی باعث رونق فضای نشر و نگارش در کشور شد. پس از پیروزی انقلاب، کانون نویسندگان ایران فعالیت خود را مجدد آغاز کرد؛ اما از همان ابتدا دستخوش کشمکش سیاسی - عقیدتی شد که در نهایت به انشعاب حزب توده از آن انجامید. شرایط سیاسی و اوضاع جنگی رفتهرفته اقشار جامعه و بهخصوص اهل فکر و فرهنگ را در دو جبههٔ متفاوت قرار داد؛ یک دسته نویسندگان مذهبی که حامی نظام اسلامی بودند و دستهٔ دیگر، جناح نویسندگان دگراندیش.
سالهای پس از جنگ، دوران اوج شکوفایی رماننویسی در ایران بود که تقریبا در سراسر دههٔ هفتاد تداوم یافت. در این دوران، داستاننویسان مذهبی همچنان به ثبت خاطرات حماسههای دوران جنگ و عوالم معنوی آن و یا پارهای مفاهیم نوظهور اجتماعی پرداختند. طیف نویسندگان جناح دیگر در این زمان در رویارویی با تحرکات فکری سیاسی داخلی یا خارجی کوشیدند با دیدی جزئینگر به تضادها و تناقضهای روحی انسان معاصر بپردازند. از میان نویسندگان داستانی نسل انقلاب به علی مؤذنی، سید مهدی شجاعی، احمد دهقان، محمدرضا سرشار، رضا امیرخانی، حبیب احمدزاده و مصطفی مستور میتوان اشاره کرد. در دههٔ هفتاد و پس از آن گرایش به خاطرهنگاری و زندگینامهنویسی نیز رشد چشمگیری یافت و آثار قابل توجهی در این حوزهها نگارش یافت. نثر ادبی (قطعهٔ ادبی) و ادبیات نمایشی نیز در این دوره قابل اعتنا و توجه است.
چند تن از نویسندگان دوران انقلاب
محمدرضا سرشار
محمدرضا سرشار معروف به «رضا رهگذر» از نویسندگان مشهور معاصر در حوزهٔ نویسندگی کودکان و نوجوانان است. محورهایی مثل قصهنویسی، قصهگویی، تدریس و فعالیت در نشریات تخصصی و مباحث پژوهشی ادبیات کودک و نوجوان از مهمترین حوزههای فعالیت اوست. «اگه بابا بمیره» و «مهاجر کوچک» از آثار او در حوزهٔ قصههای کودک و نوجوان است و فعالیتهای مطبوعاتی در مجلههای رشد دانشآموز، قلمرو، سوره و پویش نیز از زمینههای دیگری است که سرشار بدانها پرداخته است.
علی مؤذنی
از جمله نویسندگان معروف عصر انقلاب است که در عرصهٔ داستان کوتاه، داستان بلند، رمان، نمایشنامه و فیلمنامه قلم میزند. وی در حوزهٔ ادبیات دفاع مقدس نیز رویکردی خاص و عمیق به مسائل دارد. از آثار او میتوان به «ظهور»، «سفر ششم»، «ملاقات در شب آفتابی» و «دلاویزتر از سبز» اشاره کرد.
سید مهدی شجاعی
سیدمهدی شجاعی در رشتهٔ ادبیات نمایشی (دراماتیک) تحصیل کرده، بهطور جدی کار نوشتن را در قالبهای مختلف ادبی ادامه داد. در چند روزنامه و مجله مثل جمهوری اسلامی، رشد جوان و صحیفه همکاری داشت؛ اگرچه رشتهٔ تحصیلیاش ادبیات نمایشی بود و چند نمایشنامه هم چاپ کرد، اما در داستاننویسی، ادبیات کودک و نوجوان و قطعهٔ ادبی نیز آثاری دارد. «بدوک» از فیلمنامهها و «ضیافت»، «جای پای خون» و «کشتی پهلو گرفته» حاصل تجربههای داستانی او خصوصاً در زمینهٔ ادبیات مذهبی هستند.
خودارزیابی (صفحهٔ 80 تا 82 کتاب درسی)
1- مهمترین درونمایهٔ سرودهها و نوشتههای ادبی دورهٔ انقلاب اسلامی را بیان کنید.
- محکوم کردن استبداد و بیداد.
- ستایش آزادی و آزادی خواهان.
- ترسیم افقهای روشن و امید بخش پیروزی، بر خلاف ادبیات ناامید و مأیوس قبل از انقلاب.
- تکریم شهید و فرهنگ شهادت با تکیه بر اسطورههای ملی و تاریخی.
- طرح اسوههای تاریخی مانند: پیامبر اکرم و امام علی و امام حسین و چهرههای مبارز همچون حضرت امام خمینی و…
2- شعر معاصر پیش از انقلاب اسلامی به چند دوره تقسیم میشود؟ نام ببرید.
4 دوره:
دورۀ اول: دوره سلطنت رضا خان سال (1304 تا 1320) دورهٔ درخشش نیما و جدال بر سر شعر کهنه و نو
دورۀ دوم: از آغاز حکومت محمدرضا تا کودتای 28 مرداد 1332
دورۀ سوم: از کودتای 28 مرداد 1322 تا قیام 15 خرداد 1342 حکومت مجدد استبداد - ادامهٔ راه «شعر نو تغزلی» در این دوره و تقویت آن از جانب حکومت گستردهترین جریانهای زمان (دههٔ 1320 تا اوایل 1330)
دورۀ چهارم: سال 1342 تا 1357 مفهومی شدن رنگ مبارزه و تغییر مسیر شعر به سوی اجتماعی و حماسی - دوره کمال جریانهای ادبی دورههای پیشین
3- مهمترین قالبهای نثر بعد از انقلاب اسلامی کداماند؟ نام ببرید.
4- موضوع کلی هر کدام از آثار زیر را بنویسید:
حیدر بابایه سلام: سرشار از اصالت فرهنگی و بیان زیباییهای روستای زادگاه شهریار است.
جای پای خون: داستانی، در زمینهٔ ادبیات مذهبی است.
سووشون: داستان زندگی زری و یوسف و اوضاع اجتماعی مردم فارس در خلال جنگ جهانی دوم است.
5- شعر احمد عزیزی را از نظر ویژگیهای فکری و ادبی شعر انقلاب بررسی کنید:
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر دوران جوانی میدهد
یاسها یادآور پروانهاند
یاسها پیغمبران خانهاند
یاس مثل عطر پاک نیّت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینهها رو کردهاند
یاس را پیغمبران بو کردهاند
یاس بوی حوض کوثر میدهد
عطر اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانههای اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
میچکانید اشک حیدر را به چاه
عشقِ محزون علی، یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس
اشک میریزد علی مانند رود
بر تن زهرا گل یاس کبود
گریه آری گریه چون ابر چمن
بر کبود یاس و سرخ نسترن
ویژگی فکری
لحن شاعر صمیمانه است و در آن سادگی کلام دیده میشود. توجه به مضامین اسلامی، عشق به ائمهٔ اطهار و تکریم حضرت فاطمه، بیان قداست، پاکی و معصومیت و مظلومیت آن حضرت و بیان غم بسیار زیاد حضرت علی در شهادت حضرت فاطمه (س)،
ویژگی ادبی
قالب: مثنوی
قافیه: مهربانی، جوانی / پروانه، خانه / پاکی، اشتراکی / نیت، معصومیت./ رو، بو./ کوثر، پیمبر/ یاس، الماس/ ماه، چاه / یاس، الماس/ رود، کبود / چمن، نسترن
بیت 1: یاس: استعاره /بوی مهربانی: حس آمیزی/ مراعات نظیر: یاس، بو، عطر
بیت 2: یاس: استعاره / یاسها پیغمبران خانهاند: تشبیه
بیت 3: تشبیه: یاس به عطر /یاس استعاره از حضرت فاطمه /استنشاق معصومیت (استعاره) اضافه استعاری
بیت 4: یاس: نماد و استعاره از حضرت فاطمه
بیت 5: تلمیح به حوض کوثر / یاس استعاره از حضرت فاطمه
بیت 6: دل حضرت زهرا مانند یاس نازک و لطیف / اشکهایش مثل الماس درخشنده و با ارزش / تشبیه / دانه اشک: تشبیه فشرده
بیت 7: تلمیح به گریستن حضرت علی در چاه و راز و نیاز با چاه. حسن تعلیل ندارد/ جناس ماه و چاه / واج آرایی کسره در مصراع اول
بیت 8: تشبیه: چشم او یک چشمه الماس است و بس/ جناس افزایشی: چشم و چشمه / واج آرایی س
بیت 9: تشبیه: علی مانند رود اشک میریزد. اغراق / مراعات: گل. یاس / گل یاس کبود: منظور بدن کبود حضرت زهرا (استعاره مصرحه) / تلمیح: زهرا گل یاس کبود: پهلوی حضرت زهرا را زخمی کردند.
بیت 10: تشبیه: گریه چون ابر چمن / تکرار/ مراعات نظیر: یاس، نسترن / تکرار گریه / تن کبود یاس و تن سرخ نسترن: استعاره از حضرت فاطمه
6- شعر زیر را از نظر سطح فکری بررسی نمایید.
به سان رهنوردانی که در افسانهها گویند،
گرفته کوله بار زاد ره بر دوش
فشرده چو بدست خیزران در مشت
گهی پُرگوی و گه خاموش
در آن مهگون فضای خلوت افسانگی شان راه میپویند ما هم راه خود را میکنیم آغاز سه ره پیداست
نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر
حدیثی کش نمیخوانی بر آن دیگر
نخستین: راه نوش و راحت و شادی
به ننگ آغشته، اما رو به شهر و باغ و آبادی
دو دیگر راه: نیمش ننگ، نیمش نام
اگر سر بر کنی، غوغا و گر دم درکشی، آرام
سه دیگر: راه بی برگشت بی فرجام
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که م یبینم، بدآهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمانِ «هر کجا» آیا همین رنگ است؟
اخوان ثالث
لحن شعر صمیمی است و محتوایی سیاسی دارد. آن مه گونِ فضای خلوت دال بر خفقان آن دوره است. گروه اول کسانی که در جامعه فقط به عیش و نوش و راحتی میپردازند اگر چه این راحتی ننگین باشد.گروه دوم اگر فریاد اعتراض سر دهند غوغا به پا میکنند و دچار دردسر میشوند و اگر سکوت اختیار کنند زندگی آرام و بی دغدغهای دارند. اما گروه سوم راه سوم را بر میگزینند که این راه، راه و مسیر مبارزه است کاربرد واژهٔ بدفرجام بیانگر راه مبارزه است. راه مبارزه با ظلم وستم راه بی بازگشتی است که شاید فرجام سخت و بدی هم داشته باشد. شاعر به دنبال آسمانی است که رنگش با کشورش متفاوت باشد و ظلم در آن نباشد.
7- شعر ققنوس نیما یوشیج را از نظر قالب تحلیل نمایید.
ققنوس، مرغ خو شخوان، آوازهٔ جهان
آواره مانده از وزش بادهای سرد
بر شاخ خیزران
بنشسته است فرد
برگرد او به هر سر شاخی پرندگان
او نالههای گمشده ترکیب میکند ...
تغییر در آوردن جایگاه قافیه - نگاه نو و نگرش عاطفی به واقعیت ملموس - سیر آزاد تخیل تساوی طولی مصراعها رعایت نشده و مصراعها از نظر تعداد پایههای آوایی هم اندازه نیستند در نتیجه قالب این شعر نیمایی یا نو است.
8- متن زیر از داستان «دو کبوتر، دو پنجره، یک پرواز» اثر سید مهدی شجاعی را از نظر ویژگیهای نثر بعد از انقلاب اسلامی بررسی نمایید:
«دو سال مانده بود هنوز به گرفتن دیپلم و وقت سربازی؛ اما طاقتم نمیتوانستیم آورد. اول تابستان بود، کارنامهها را با معدلی همسان گرفتیم و راهی خانه شدیم. با پیشنهادی که تو میخواستی بکنی و هنوز نکرده بودی، من موافق بودم، قبل از اینکه بگویی، گفتم:
پدر رضایت میدهد، با مادر چه کنیم؟ گفتی: رضایت پدر شرط است؛ اما رضایت مادر را هم میگیریم.
به خانه که رسیدیم، تو سراغ پدر رفتی و من سراغ مادر.
بر عکس شد، من مادر را راضی کرده بودم و تو هنوز داشتی با پدر چانه میزدی.
رفتن هردومان را با هم قبول نمیکرد؛ میگفت رائد برود؛ وقتی برگشت، نوبت حامد و ما که گفتیم - مثل همیشه - یا هر دو یا هیچ کدام. پدر پاسخ داد که: پس هیچکدام.
من و تو هر دو یک لحظه از حرفمان برگشتیم، بر اساس قراری که نداشتیم، پدر با تعجب و حیرت رضایتنامهٔ تو را نوشت و مرا گفت که صبر کن رائد که آمد، تو میروی و من سر تکان دادم و هیچ نگفتم».
«دوسال مانده بود هنوز به گرفتن دیپلم و وقت سربازی؛ اما طاقتم نمیتوانستیم آورد.اول تابستان بود، کارنامهها را با معدلی همسان گرفتیم و ...».
ایثار و مبارزه و مقاومت در برابر دشمن، داشتن روح حماسی، دفاع از وطن، دعوت به اخلاقیات (جلب رضایت پدر)، ثبت خاطرات حماسهها و دلاوریهای دوران جنگ.
9- شعر دورۀ بیداری را با شعر معاصر (تا انقلاب اسلامی) از نظر فکری مقایسه کنید.
در ادبیات دورهٔ بیداری به مباحث چون آزادی، وطن، قانون خواهی، مبارزه با استبداد و استعمار، بحث از حقوق اجتماعی، برانگیختن احساسات ملی و میهنی، توجه به فراگیری علوم جدید، پیکار با بیگانه و بیگانه خواهی، انتقاد از نابسامانیها، نفی عقاید خرافی در جامعه و سخن از حقوق زنان پرداخته است، اما در ادبیات معاصر تا قبل از انقلاب نوآوریهای افراطی و بی ریشه، اندیشههای باستان گرا و نژادپرستانه و گرایش شعرهای ترجمهای مورد توجه قرار گرفت.